عظيم عظيم پور

173

امام على (ع) در نهج البلاغه (فارسى)

خود دور ماند و در برابر بزرگترين ظلم تاريخ قرار گرفت ، امّا هرگز اين دردواندوه جانكاه ، روح بزرگش را در انجام وظايف و تعهدات اخلاقى و اجتماعى خدشه‌دار نكرد ، بلكه آن حضرت چه در مدتى كه سكوت تلخ و سازنده گُزيده بود و چه زمانى كه به حكومت رسيده بود ، هرگز از انجام وظايف الهى و اجتماعى خود غافل نشد و با صلابت و استوارى ، در اجراى عدالت و پيكارباستم ، براى لحظه‌اى از پاى ننشست . زاهد واقعى كسى است كه در فراز و نشيب‌هاى زندگى و هنگام رودررو شدن باكشاكش روزگار ، هدف اصلى را فراموش نكند ، در برابر خوشىها و عوامل مسرّت‌آميز از آخرت غفلت نكند ، اجتماع و مردم و همدردى با آنها را از ياد نبرد . ناملايمات و ناخوشىهاى روزگار ، روح تعبّد و خداپرستى را از او نگيرد . ارتباط او را با خدا و بندگان خدا قطع نكند و در هر حال آخرت‌گرا و جامعه‌گرا باشد . اگر بخواهيم معناى واقعى زهد را در عمل بيابيم ، بايد از مكتب انسان‌ساز على ( ع ) درس بياموزيم و با بخشى از سيرهء عملى آن حضرت كه در سخنان ارزنده‌اش متجلّى است ، آشنا شويم . زهد على ( ع ) براى ايثار در حق ديگران على ( ع ) در كمال قناعت زندگى مىكرد ، ساده و بىتكلّف بود ، خود را براى آسايش ديگران به رنج مىافكند . محروميت على ( ع ) از نعمت‌هاى زندگى و تحمل رنج گرسنگى او ، براى اين بود كه ديگران به نعمت برسند و در جامعه گرسنگى نكشند . از بهترين دارايى خود به ديگران مىبخشيد و خودش با كمترين امكانات ، زندگى را سر مىكرد . لذتى كه از خوراندن و پوشاندن ديگران مىبرد ، هرگز از خوردن و پوشيدن خويش نمىبرد . چنين ايثارى كه از بزرگترين مظاهر جمال و جلال انسانيت است ، جز در پرتو زهد واقعى ، ميسّر نمىگردد . امام ( ع ) در وصف پارسيان و انسان‌هاى متقى ، ويژگىهاى بسيار شگفتى آورده است به‌گونه‌اىكه همّام ، يكى از ياران با وفاى آن حضرت ، پس از شنيدن آن ، تاب ماندن در اين دنيا را نياورد و مرغ روحش بسوى معبود واقعى پر كشيد . امام ( ع ) يكى از ويژگىهاى شخص پارسا را چنين بيان مىفرمايد :